آیۀ اول: پیشینگرفتن بر رسول خدا
﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یَدَی اللَّهِ وَ
رَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾
عبارت «بین یدى» به معناى «جلو و پیش» است؛
زیرا هرچه میان دو دست انسان باشد، پیش روی او است. همچنین مفعول «لا تُقَدِّمُوا»
محذوف است و شاید منظور از آن قول و حكم باشد؛ بنابراین، آیه این گونه معنا میشود
که در مقام حكم كردن و بیان حلال و حرام یا مسائل اجتماعی منتظر باشید كه از طرف
خدا و رسول اعلام نظر شود و حكم را تنها از خدا و رسول دریافت كنید.
به عبارت دیگر پیش از خدا و رسول نباید نظر
بدهید و یا حکم صادر کنید؛ چنان كه دربارۀ ملائكه فرموده است: ﴿لا
یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یعْمَلُونَ﴾
گفتنی است پیشی نگرفتن بر
خدا در احكام الهی است و پیشی نگرفتن بر رسول در فرمانهایى است كه در مقام ولایت و
حكومت صادر مىكند؛ چنان كه فرموده است: ﴿لِتَحْكُمَ بَینَ
النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ﴾
به جز آیۀ سیزدهم، تمامی خطابهای این سوره،
﴿یا ایها الذین آمنوا﴾ است؛ بنابراین مطابق با دیدگاه
ابنعباس این سوره مدنی به شمار میرود. او همچنین تمامی خطابهای ﴿یا ایها الناس﴾
را مکی میداند، مانند آیۀ سیزدهم همین سوره، اما دیگر مفسران در اینکه تمامی
اینگونه آیات مکی باشند، اختلاف نظر دارند.
آیۀ دوم: پایین آوردن صدا
﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ
صَوْتِ النَّبِی وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ
لِبَعْضٍ﴾
در این آیه به مؤمنان امر شده است که هنگام
سخن گفتن با پیامبر باید آرامتر از صداى ایشان سخن بگویند؛ زیرا بلند كردن صدا اگر
برای تحقیر باشد، كفر است و اگر بیادبی باشد، بر خلاف تعظیم است.
عبارت «وَ لا تَجْهَرُوا ...» مطلب دیگرى را
نیز مطرح میکند؛ یعنى مانند سخن گفتن با یکدیگر، صداى خود را بر صدای پیامبر بلند
نكنید، زیرا همسان کردن پیامبر با دیگران نیز بیادبی به شمار
میرود.
حبط
نادانستۀ اعمال
﴿أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ﴾
این عبارت، تعلیلی براى هر دو نهىِ یاد شده
است. ظهور آیه در آن است كه این دو عمل، یعنی بالا بردن صدا و بلندتر از پیامبر سخن
گفتن، مانند کفر سبب حبط و باطل شدن تمامی اعمال نیک میشود. با توجه به تعالیم
اسلامی مىدانیم که رفتار با امام معصوم نیز باید چنین باشد؛ از این رو، عبارت
﴿أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ وَأَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ﴾ بدین معنا است كه
نمىدانید این عمل چه ضرری به شما میرساند وگرنه مرتکب آن نمیشدید؛ زیرا این
رفتار، تمامی اعمال نیک شما را از بین میبرد. همانند آیۀ ﴿وَ
تَحْسَبُونَهُ هَیّناً وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ﴾ و
نیز ﴿وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ
تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ
عَظِیماً﴾ .
طبرسى (رحمه اللَّه) میگوید: «اصحاب ما
گفتهاند: منظور از ﴿أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ﴾
حبط خود عمل است؛ یعنى، اگر با پیامبر به احترام سخن بگویید، ثواب خواهد
داشت و در غیر این صورت، مستحق عذاب مىشوید و ثواب این اعمال نیز حبط مىگردد. پس
این سخن ربطى به باطل شدن دیگر اعمال ندارد.» ناگفته نماند این سخن خلاف ظاهر آیه
است.
آیۀ سوم: قلب آزمودهشده
﴿إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ
أُولئِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ
وَأَجْرٌ عَظِیمٌ﴾
اين آيه معنای آیۀ پیشین را از جنبهای دیگر
بیان میکند؛ یعنی، هر چند بیاحترامی به آن حضرت سبب باطل شدن اعمال نیک است اما
احترام گذاشتن به ایشان نیز کفارۀ گناهان به شمار میرود. منظور از «یغضون» پایین
آوردن صدا است. برخی امتحان را به معنای تمرین و عادت دادن میدانند اما مرحوم
طبرسی در مجمعالبيان میگوید: «آن از امتحان الذهب بالنار گرفته شده كه به معنای
خالص كردن طلا با ذوب کردن، است»؛ یعنى، خدا قلبهای آنها را به تقوى عادت داده یا
براى تقوى خالص كرده است.
کلمۀ «رَسُولِ اللهِ» نشان میدهد که این
احترام، در واقع احترام به خدا است و پروردگار متعال با عبارات «أَجْرٌ عَظِیمٌ» و
«لَهُمْ مَغْفِرَةٌ» به اینگونه افراد وعدۀ پاداش نیز داده است.
گفتنی است از این آیه، چگونگی رفتار با امام
معصوم و ولی فقیه نیز برداشت میشود.
آیۀ چهارم:
عدم خردورزی
﴿إِنَّ الَّذِینَ یُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ
لا یعْقِلُونَ﴾
این عمل به گونهای تحقیر و بیادبی به شمار
میرود و آیه نشان مىدهد كه چنین رفتاری در آن زمان، رخ داده است.
مرحوم طبرسی در جوامع الجامع میگوید:
«روایت شده است كه هیأت بنىتمیم هنگام ظهر به مدینه آمدند و آن حضرت را كه در حال
استراحت بودند، صدا زدند كه "یا محمّد أُخرُج إلَینا"». آیه چنین كسانى را به
نافهمى و بىخردى نسبت مىدهد. لفظ «اكثر» ظاهراً در اینجا مفهوم ندارد و در معناى
«هم لا یعْقِلُونَ» است، «وراء» به معناى «پس یا جلو» است.
حجره تكهاى از زمین است كه با دیوار و ...
محصور و محاط شده باشد. ساختار مفعولی این واژه محجوره و به معنای حجرههاى زنان آن
حضرت است.
آیۀ پنجم: سودمند بودن صبر
﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَیهِمْ لَكانَ خَیراً
لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾
بهتر آن است كه صبر كنند تا تو در زمانی
مناسب خارج شوى و درخواست آنها را بررسى کنی. از عبارت
﴿وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾ در مییابیم که اگر پیش از
نزول این آیه چنین رفتاری داشتهاند، بخشیده میشود اما از این پس باید رفتاری
پسندیده داشته باشند که به سود ایشان است